أبو علي سينا

پيشگفتار 19

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )

اين فن نگاشته شده است و مشتمل بر لطايف حكمى و دقايق علمى و نكته‌هاى غريب و اسرار عجيب است ، هيچ يك از مدرسان آن گونه كه بايد از عهدهء تدريس و تفهيم كتاب بر نمىآمدند و شرح‌هايى هم كه بر كتاب نوشته شده بودند ، وافى و كافى براى رسيدن به مقصود نبودند ؛ زيرا ، شرح امام علامه فخر الدين محمد بن عمر رازى فقط جرح بعض بود ، نه شرح كل و كسانى هم كه از او پيروى كرده و بر كتاب شرح نوشته بودند ، همچون امام قطب الدين ابراهيم مصرى و افضل الدين محمّد بن نامور خونجى و ربيع الدين عبد العزيز بن عبد الواحد جيلى و نجم الدين ابو بكر بن محمد نخجوانى ، بر آنچه فخر الدين گفته بود ، چيزى نيفزوده بودند تا اينكه به جانب شهر دانش و كعبهء حكمت و حضرت عليّه بهيّهء قدسيّه و درگاه سنيّهء زكيّهء فيلسوف استادى نصيرى ( خواجه نصير الدين طوسى ) روى آوردم كه او برخى از دشواريها را گشود و برخى ديگر ، باز برجاى ماند ؛ زيرا ، احاطه به قواعد حكمت در شناخت اين كتاب كافى نيست ، بلكه شخص بايد ممارست در قانون علاج در تعديل مزاج داشته باشد . سپس ، براى هدف خود ، به خراسان و از آنجا به عراق عجم و عراق عرب و سپس به بلاد روم مسافرت كردم و با حكيمان اين شهرها و پزشكان اين بلاد بحثها و گفتگوها دربارهء دشوارىهاى كتاب داشتم و آنچه را آنان مىدانستند فرا گرفتم ؛ هر چند كه در بلاد روم نادانسته‌هاى كتاب بيش از دانسته‌ها بود . ناچار ، دست كمك به سلطان مصر ، ملك منصور قلاوون دراز كردم و در سال 681 نامه‌اى به او نوشتم كه در اين باره مرا مدد رساند . در نتيجه ، به سه شرح كامل از كليات قانون دست يافتم كه نخستين ، از فيلسوف محقق علاء الدين ابو الحسن على بن ابى الحزم قرشى معروف به ابن نفيس و دومين ، از طبيب كامل يعقوب بن اسحاق سامرى متطبّب و سومى ، از طبيب حاذق ابو الفرج يعقوب بن اسحاق متطبّب مسيحى ، معروف به ابن قف بود و نيز ، به كتاب‌هايى ديگر مربوط به قانون برخوردم ، از جمله : پاسخ‌هاى سامرى به ايرادهاى طبيب